احمد بیگدلی، نماینده مجلس
این روزها با تشدید مشکلات تولید و تجارت، برخی راهحل را در افزایش تسهیلات بانکی و تسهیل بیشتر تخصیص ارز از سوی بانک مرکزی میدانند. در حالی که واقعیت اقتصاد ایران نشان میدهد حل مشکلات تولید و تجارت، صرفاً در اختیار بانک مرکزی نیست بلکه تحریمها، قوانین و مقررات، زیرساختهای اقتصادی، ارتباطات تجاری با جهان، منابع مالی و بسیاری عوامل دیگر در وضعیت امروز اقتصاد نقش حیاتی دارند و بانک مرکزی تنها یکی از بازیگران این میدان است.
البته نقش این نهاد را نیز نمیتوان نادیده گرفت. بانک مرکزی از طریق کنترل تورم، مدیریت نقدینگی، سیاستگذاری پولی و نظارت بر نظام بانکی میتواند زمینهای برای ثبات اقتصادی فراهم کند؛ ثباتی که پیشنیاز رونق تولید و تجارت است؛ اما انتظار اینکه این نهاد به تنهایی همه مشکلات فعالان اقتصادی را برطرف کند، نگاهی غیرواقعبینانه است.
یکی از مطالباتی که گاه مطرح میشود، رهاسازی کامل بازار ارز و حرکت به سمت نظام ارزی شناور است. این در حالی است که شناورسازی ارز، پیششرطهایی دارد که اقتصاد ایران هنوز از آن برخوردار نیست. ثبات تورم، ذخایر ارزی مناسب، بازار عمیق ارز و کاهش اثرگذاری ریسکهای سیاسی و بینالمللی از مهمترین الزامات چنین سیاستی هستند. در شرایطی که اقتصاد کشور همچنان با تحریم، نوسانات شدید ارزی و نااطمینانیهای سیاسی مواجه است، کنار گذاشتن مدیریت بازار ارز میتواند به بیثباتی بیشتر و افزایش تورم منجر شود.
به همین دلیل، راهکار منطقی برای اقتصاد ایران، ادامه سیاست «شناورسازی مدیریتشده» است؛ به این معنا که بانک مرکزی ضمن پذیرش واقعیتهای بازار، از طریق ابزارهای خود مانع نوسانات شدید و شوکهای ارزی شود.
موضوع مهم دیگر، اعطای تسهیلات بانکی است. تجربه اقتصاد ایران نشان داده که پرداخت وامهای بیضابطه و بدون نظارت، به معنای تزریق پول بدون برنامه به اقتصاد است؛ اقدامی که نتیجهای جز افزایش نقدینگی و تشدید تورم نخواهد داشت. اگر منابع بانکی بدون ارزیابی دقیق و خارج از ضوابط تخصیص یابد، فشار تورمی در نهایت بیش از همه بر دوش اقشار متوسط و کمدرآمد جامعه قرار میگیرد.
البته این به معنای مخالفت با پرداخت تسهیلات نیست. اگر منابع بانکی به سمت تولید واقعی هدایت شود و بر نحوه مصرف آن نیز نظارت مؤثر وجود داشته باشد، نهتنها مشکلی ایجاد نمیشود، بلکه میتواند به افزایش تولید و اشتغال نیز کمک کند. مسئله اصلی، هدایت صحیح منابع و جلوگیری از انحراف تسهیلات به فعالیتهای غیرمولد است.
در این میان، بانک مرکزی وظیفه دارد با ابزارهایی مانند نظارت بر ترازنامه بانکها، کنترل نحوه اعطای تسهیلات، رصد محل مصرف وامها و اعمال سیاستهای احتیاطی، از خلق نقدینگی بیضابطه جلوگیری کند. این نظارتها میتواند مانع از آن شود که منابع بانکی به جای تولید، وارد بازارهای سفتهبازانه شود و به افزایش قیمتها دامن بزند.
در نهایت، حمایت از تولید با تزریق بیحساب پول تفاوت دارد. آنچه اقتصاد ایران امروز بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، ثبات، کنترل تورم، انضباط پولی و هدایت هدفمند منابع بانکی است. در چنین شرایطی، بانک مرکزی باید ضمن حفظ نقش خود در مدیریت بازار پول و ارز، از تبدیل شدن به نهادی برای توزیع بیضابطه منابع پرهیز کند؛ زیرا هرگونه انحراف در این مسیر، در نهایت به افزایش تورم و کاهش رفاه عمومی خواهد انجامید.